دوربین های با وجود سنسور کوچکتر چه مزایایی دارند؟

همگی ما بخوبی میدانیم که  امروزه دوربین دیجیتال در بین تمامی مردم علاقه مند به عکس و عکاسی جایگاه خود را بخوبی تثبیت کرده است.از طرفی لازم است تا خریداران و استفاده کنندگان این وسایل شناخت خوبی را در این زمینه داشته باشند. تا بتوانند در خرید ابزار مورد علاقه خود بهترین انتخاب را انجام دهند.

همچنین می دانیم که در دوربین دیجیتال، سنسور (حسگر) جایگزین نگاتیو و باعث بهبود در هزینه و وقت نسبت به گذشته شده است. با توجه به ابعاد استانداردی که دوربین های نگاتیو قدیمی ارائه میدادند میتوانیم نوعی دسته بندی برای دوربین های دیجیتال را بر اساس نوع و اندازه سنسورها (با توجه به ابعاد دوربین های نگاتیو ) ارائه دهیم.

همانطور که گفتیم دوربین های عکاسی بر اساس اندازه سنسور دسته بندی میشوند.

بطور کلی میتوان گفت اندازه سنسور در دوربین های DSLR امروزی بصورت زیر می باشد:

 

۱٫ FF (Full Frame)  با اندازه  ۳۶mm x 24mm  (دقیقاً به اندازه نگاتیو دوربین های ۳۵ میلی متری)

۲٫ APS-H (Advance Photo System type-H) با اندازه *تقریبی۲۹mm x 19mm (canon)

۳٫ APS-C (Advance Photo System type-C) با اندازه *تقریبی ۲۲٫۲mm x 14.8mm (canon)

حال با توجه به توضیحاتی که دادیم در این مقاله ی  آموزشی همانطور که مشاهده خواهید کرد، عکاس حرفه ای منظره و سفر، دیوید کلاپ توضیح می دهد که چرا عکاسان نباید پتانسیلی که دوربین های APS-C (با وجود کوچکتر بودن ابعاد) برای گرفتن عکس های عالی ارائه می دهند را نادیده بگیرند.

برای شروع باید بگویم بسیاری از عکاسان روزهایی را که اولین دوربین های APS-C در بازار در دسترس عموم قرار گرفتند، به یاد دارند. من شخصا ورود آنها را در شروع سفر عکاسی ام به یاد می آورم، زمانی که عکاسی با فیلم کم کم رو به کاهش می رفت.

لازم به ذکره که من با یک حالت سردرگمی روبروی فروشگاه دوربین محله ام ایستاده بودم و آرزوی داشتن دوربین کانن EOS 10D جدید را می کردم، اما تنها بعد از چند سال عکاسی با دوربین محبوبم که یک دوربین فیلمی EOS 5 بود، هنوز نمی توانستم از آن دست بکشم.

هر دوی این دوربین های فیلمی ۳۵ میلی متری را می شد «فول فریم» در نظر گرفت و ایده فروش و تنزل رتبه سیستم ها به یک سنسور ۲۴ میلی متری هنوز هم غیر جذاب بود.

واقعا علت آن چه بود؟ در اغاز لنزهای واید بودند، ابزاری ضروری برای عکاسان منظره. جایگزین کردن با یک سنسور APS-C به معنای کراپ کردن فاصله کانونی ۱۷ میلی متری محبوب من به یک فاصله ۲۷ میلی متری غیر جذاب بود.

باید بگویم که تنها راه حل این مشکل تنها این بود که حتی از این هم عریض تر کار کنیم – ۱۰-۲۲mm EF-S در یک دوربین با سنسور کراپ در انتهای واید لنز ۱۶ میلی متر ارائه می دهد، بنابراین شما می توانستید بگویید که «این مشکل حل شده است»، اما اگر در آن روز من ۱۰D 6.3 مگاپیکسلی ضعیف و کم قدرت را خریده بودم، تمام لنزهای دوست داشتنی من با فواصل کانونی خاصشان، تبدیل به فواصل کانونی ناشیانه می شدند (۲۴-۷۰ میلی متر =۳۸-۱۱۲ میلی متر، ۷۰-۲۰۰ میلی متر = ۱۱۲-۳۲۰میلی متر).

نکته: در حقیقت علت این افزایش فواصل کانونی که در پاراگراف بالا می بینید، ضریب بُرش است. اگر با این عبارت آشنا نیستید، مقاله ی «ضریب بُرش دوربین چیست» را مطالعه نمایید. در این مقاله با ضریب برش (crop factor)، فاصله کانونی موثر و در نهایت سنسور های کراپ بیشتر آشنا خواهید شد.

در نتیجه من تا سال ۲۰۰۶ که توانستم از پس خرید دوربین کانن EOS 5D فول فریم ۱۲ مگاپیکسلی که نقطه عطفی برای دوربین های دیجیتال بود برآیم، صبر کردم و لنزهایم را سالم نگه داشتم.

و متعاقبا، اگر شما با علاقه به عکاسی حیات وحش، هم زمان با من از طریق یک در دیگر وارد دنیای عکاسی شده باشید، اجازه دهید بگویم که تجربه شما کاملا متفاوت بوده است.

جالب است بدانید که عکاسان حیات وحش دوربین های دیجیتال و کراپ سنسور را با آغوش باز پذیرفتند. یک لنز ۵۰۰ میلی متری به یک هیولای باورنکردنی ۸۰۰ میلی متری تبدیل می شود، بسیار خب اجازه دهید یک دوربین برجسته دیگر، یعنی کانن ۷D را بررسی کنیم.

 کانن ۷D : در واقع این دوربین عکاسی است که همه چیز را برای عکاسان حیات وحش تغییر داد. این دوربین زیبا یک کراپ سنسور مقرون به صرفه با ضریب بُرش ۱٫۶x بود که یک رزولوشن فوق العاده ۱۸ مگاپیکسل با ۸ فریم در ثانیه ارائه می داد.

پرسش : آیا این دوربینی با کیفیت عالی بود؟

پاسخ : باید بگویم که این دوربین مشکل نویز بیش از حد در ایزوهای پایین تر داشت (حتی در ایزو ۴۰۰) و به همین سبب است که همه به یاد می آورند که به دوستان کراپ سنسوری خود در مورد «ارتقاء به دوربین های فول فریم» توصیه می کردند، که پتانسیل کیفیت بیشتری ارائه می دادند.

بدین ترتیب  هدف این مقاله پیش رو این است: دوربین های APS-C مشکل کیفیت داشتند، چراکه سنسورهای ۲۴ میلی متری آنها همراه با تعداد بسیار زیادی پیکسل بسته بندی شده بود، درحالیکه طراحی سنسور هنوز در حال توسعه بود. مدت زیادی از آن روزها گذشته است و پیام من به شما ساده است – کیفیت وجود دارد و یک دوربین کراپ سنسور ابزار بسیار مفیدی در بین تجهیزات عکاسی شماست.

اجازه بدهید بگوییم به چه دلیل به دوربین کراپ سنسور نیاز دارید ؟

توجه داشته باشید که یک پتانسیل باورنکردنی در عکاسی با دوربین های کراپ سنسور در کنار دوربین ها و لنزهای فول فریم وجود دارد. این چیزی است که بسیاری از ما نادیده می گیریم، به خصوص در دنیای عکاسی از چشم انداز ها و مناظر. در اینجا به شما می گوییم که چرا فرمت APS-C ارزش وقت شما را دارد :

دلیل اول : عمق میدان

عمق میدان کم یکی از لذت بخش ترین ابزارهای عکاسی است اما نه همیشه. باید بدانید که ضریب بُرش ۱٫۶x به این معنی است که یک لنز با ترکیب بندی معادل بر روی یک دوربین فول فریم، به یک فاصله کانونی بسیار واید تر (عریض تر) بر روی یک APS-C نیاز خواهد داشت. اجازه دهید به مقایسه لنز واید من برگردیم – یک فاصله کانونی ۲۸ میلی متر بر روی یک دوربین فول فریم، ترکیب بندی یکسانی با یک فاصله کانونی ۱۷ میلی متر بر روی یک APS-C دارد.

د رواقع استفاده از یک لنز ۱۷ میلی متری به این معنی است که عمق میدان به مراتب بیشتری خواهید داشت، پس در نتیجه حتی اگر تصویر یکسان به نظر برسد، تفاوت بسیار زیادی در عمق میدان وجود دارد. دیافراگم f11 در ۱۷ میلی متر، افزایش DOF بسیار زیادی نسبت به f11 در ۲۸ میلی متر دارد.

با دقت به این تصویر زیبای فانوس دریایی نگاه کنید .

توجه داشته باشید که تصویر بالا بر روی یک دوربین کانن EOS M3 با استفاده از یک لنز ۱۱-۲۲ میلی متری در ۱۱ میلی متر گرفته شده است. عمق میدان موجود در ۱۱ میلی متر آنقدر زیاد است که من می توانستم در دیافراگم f/8 از تنها چند قدم جلوی لنز تا تقریبا ۷۰ متر به سمت بالا از فضای داخلی عکس بگیرم!

تنها راه به دست آوردن این تصویر در فوکوس با یک دوربین فول فریم، عکاسی در ۱۷ میلی متر f/22 بود، یک مزیت بزرگ به دلایل زیر:

۱- نور بسیار بیشتری در f/8 وجود دارد، بنابراین سرعت شاترهای من به مراتب سریعتر می باشند.

۲- در نتیجه من می توانم دوربین را در دست بگیرم – سرعت شاترهای دوربین های فول فریم به طور قابل توجهی افت پیدا می کند و یک سه پایه ضروری خواهد بود.

۳- در f/22 دوربین فول فریم با پراش نور (diffraction) رو به رو می شود، که باعث از دست رفتن کنتراست و وضوح (شارپنس) می شود.

توجه کننید از آنجا ییکه بردن سه پایه در این ساختمان به دلیل راه پله های تنگ مجاز نبود، پس در نتیجه اتفاق آراء برتری دوربین APS-C نسبت به دوربین فول فریم می باشد.

تصویر بالا یک نمونه ی مشابه دیگر است که EOS M3 به یک فاصله کانونی ۱۱۰ میلی متر در f/11 نیاز داشت تا عکس این گل های آفتابگردان از جلو تا عقب شارپ شود. همین ترکیب بندی بر روی یک دوربین فول فریم به ۱۷۶ میلی متر نیاز دارد و حتی در f/22 هم غیرممکن بود بتوان شارپنس یا وضوح جلو تا عقب به دست آورد. یک پیروزی دیگر برای APS-C، این بار با یک لنز بلند.

دلیل دوم : بدون از دست دادن کیفیت – عملکرد ایزوی بهتر

ذکر این نکته ضروری ایست که دوربین های نویزدار در ایزوهای پایین تر به معنی مشکلات بزرگ برای کراپ سنسورها بود. بدون وارد شدن به جزئیات تکنولوژی، پیکسل پیچ (pixel pitch) این مسئله که دوربین فول فریم تقریبا ۱۰ میکرون است، درحالیکه یک کراپ سنسور حدود ۴ میکرون است. این امر قبلا باعث ایجاد نویز بیش از حد در ایزوهای پایین می شد، اما در حال حاضر کیفیت بسیاری از کراپ سنسورهای مدرن آنقدر بهبود یافته است که حد ایزو به طور قابل توجهی از روزهای ایزو ۴۰۰ دوربین عکاسی کانن EOS 7D به ایزو ۱۶۰۰ افزایش یافته است، حتی در دوربین های سطح مبتدی.

دلیل سوم : حتی مگاپیکسل بیشتر

همان‌طور که انتظار داشتیم اکثر سنسورهای APS-C دارند به ۲۰ مگاپیکسل می رسند، برخی از آنها از این هم فراتر می روند. دوربین کانن EOS M3 که من در این مقاله به آن اشاره کردم ۲۴ مگاپیکسل است، که تعداد پیکسل های آن بیشتر از تمام DSLR های من می باشد. سنسور هیجان انگیز یعنی اینکه من دارم با کیفیت DSLR عکس می گیرم، اما بدون هیچ افت کیفیتی. که این واقعا اوقات هیجان انگیزی می باشد.

دلیل چهارم : اندازه و وزن دوربین

در نظر داشته باشید که بسیاری از دوربین های APS-C فوق العاده سبک هستند. دوربین های سطح مبتدی مانند کانن EOS 1200D در مقایسه کوچک هستند اما تصاویر فوق العاده ۱۸ مگاپیکسلی ایجاد می کنند. یک بار دیگر به دوربین M3 برگردیم، وزن کل سیستم لنزها، در محدوده ۱۱-۲۰۰ میلی متر (که معادل ۱۸-۳۲۰ میلی متر در دوربین های فول فریم است) تنها ۱٫۲ کیلوگرم است! این دوربین یک آداپتور نیز دارد که می توانید از آن برای اتصال به هر لنز دوربین فول فریم استفاده کنید. مزایای آن را می بینید؟

دلیل پنجم : پتانسیل عکاسی دوربین در دست

یکی از مشکلات عکاسی با دوربین های عکاسی سرعت شاتر است. سرعت شاتر کم باعث لرزش در تصویر میشود ولی باید در اینجا بگوییم که نکته ی  پایانی این مقاله و مزیت های موجود در این نوع دوربین ها ویژگی در دست نگه داشتن دوربینتان است البته عکاسی بدون سه پایه . آیا تا به حال چیزی در مورد قانون «فاصله کانونی/۱» شنیده اید؟ توجه کنید که هنگام عکاسی دوربین در دست، سرعت شاتر شما باید فاصله کانونی/۱ یا سریع تر باشد تا از ثبت لرزش دوربین و مات شدن عکس ها جلوگیری شود.

پس در نتیجه اگر ما دوربین کراپ سنسور ۱۷ میلی متری را با دوربین فول فریم ۲۸ میلی متری مقایسه کنیم، سرعت شاتر مورد نیاز برای این که ترکیب بندی در هر دو دوربین یکسان شود به ترتیب ۱/۱۷ و ۱/۲۸ ثانیه می باشد.

در واقع این بدین معنی می باشد که APS-C را می توان در سرعت شاترهای بسیار آهسته تر در دست نگه داشت، تقریبا دو برابر آهسته تر! اگر شما تثبیت کننده تصویر را به این معادله اضافه کنید، دوربین APS-C را می توان در سرعت شاترهایی که به ۱/۴ ثانیه می رسند، بدون از دست دادن وضوح در دست نگه داشت.باید بگویم که رکورد شخصی من ۱/۲ ثانیه است، که با معادل آن در یک دوربین فول فریم غیرممکن می باشد.

درپایان باید بگوییم که در این تصویر،  گرفتن آن با یک دوربین فول فریم غیرممکن بود، باور بفرمائیدکه  این عکس به یک فاصله کانونی بیش از ۴۰۰ میلی متر، یا دقیق تر بگوییم در حدود ۴۸۰ میلی متر نیاز داشت. من از M3 متصل به یک لنز ۷۰-۳۰۰ میلی متر در ۳۰۰ میلی متر استفاده کردم. بدون این دوربین ۲۴ مگاپیکسل من مجبور به استفاده از یک دوربین ۲۰ مگاپیکسل ۶D میشدم، که سبب از دست دادن رزولوشن شده و اصلا قادر به کادربندی تصویر نبودم.

و در آخر باید بگویم من با تجربیاتی که به عنوان یک عکاس منظره و سفر دارم، در حال حاضر در شگفتم که چه عکس هایی را بدون استفاده از قابلیت همه کاره بودن سنسور APS-C در کیف دوربینم از دست داده ام. از همه اینها گذشته، دوربین کراپ سنسور سطح ابتدایی اصلا شبیه یک دوربین مبتدی نیست.

همانطور که شاهد هستید امروزه کیفیت بسیار بهبود یافته است،تکنولوزی بکار رفته در دوربین های کراپ سنسور تغییر خوبی یافته  و دیگر دلیلی وجود ندارد که یک دوربین کراپ سنسور را نیز در بین دوربین های خود جای ندهید. آن را یک وسیله پشتیبان در نظر نگیرید؛ این دوربین به اندازه یک دوربین فول فریم ضروری است و می تواند خلاقیت و کیفیت تصاویر شما را بیش از پیش بهبود بخشد که این بسیار عالی می باشد.

امیدوار هستیم که این آموزش عکاسی از دیوید کلاپ برای شما عزیزان مفید و الهام بخش واقع شده باشد. لطفا دیدگاه های ارزشمندتان را پایین صفحه با ما در میان بگذارید.اگر این مقاله را مفید یافتید لطفا آن را با دوستان خود هم به اشتراک بگذارید.

دوربین های با وجود سنسور کوچکتر چه مزایایی دارند؟

روش های یک عکاس پرتره برای ارتباط بهتر با سوژه

پرتره یکی از جذاب تریم ژانرهای عکاسی است. علاقه مندان بیشماری دارد ولی حقیقتا تعداد کمی از آنها موفق میشوند تصاویر جذابی خلق کند که هربیننده ای را مسحور کند. در زیر مقاله جالبی درباره محوه پوزینگ برای شما گردآوری کرده ایم.

احتمالا درباره تکنیکهای فنی و روشهایی عکاسی پرتره مطالب زیادی خوانده اید. اما این مقاله درباره این تکنیک ها نیست.  پیش از هر چیز باید بگوییم یکی دیگر از رایج ترین اشتباهاتی که عکاسان پرتره در ابتدای راه مرتکب می شوند این است که بقدری بر درست انجام دادن جنبه های تکنیکی تمرکز می کنند که مهم ترین ویژگی یک پرتره را کاملا فراموش می کنند یعنی همان شخصی که در مقابل لنز آنها ایستاده است. در  مقاله ی پیش رو  دی لبینا (Dee Libine)، عکاس پرتره حرفه ای و مربی زبان بدن، نکاتی را در مورد زبان بدن مطرح می کند که عکاسی پرتره شما را ارتقا خواهند داد.لطفا با ما همراه باشید.

توجه  : دی لبینا (Dee Libine) اجازه دهید در ابتدا درباره عکاس این پروژه با شما صحبت کنیم. یک عکاس پرتره حرفه ای و یک مربی زبان بدن معتبر است. او با استفاده از قدرت زبان بدن، یک تجربه منحصر به فرد برای مشتریان خود ایجاد می کند، و نتایجی که آنها از پرتره خود می خواهند را به آنها می دهد. او در کتاب خود به نام «راهنمای زمان بدن برای عکاسان» رازهای خود برای توسعه ارتباط و راضی کردن حتی مشتریان سخت گیر خود، در حالی که باعث می شود آنها از بهترین حالت خود هم بهتر به نظر برسند، به اشتراک می گذارد.

دی لبینا می گوید :به نظر من لازم است از شما بخواهم که فعلا بهتر است دوربین خود را کنار بگذارید. می دانم این چیز زیادی است که از شما می خواهم، اما رازی که من برای عکاسی پرتره بهتر کشف کرده ام، در واقع ارتباط بسیار کمی با دوربین شما دارد.

منظور من این نیست که دوربین و تکنیک شما مهم نیستند، آنها قطها مهم اند. اما حتی اگر شما بهترین تکنیک دنیا را هم داشته باشید، ولی سوژه تان احساس راحتی نداشته باشد و معذب به نظر برسد، یک پرتره خوب نخواهید داشت.

شاید دوست داشته باشید بدانید که راز این که به سوژه خود کمک کنید آرام و ریلکس باشد و در عکس ها خوب به نظر برسد، زبان بدن است به تعبیری هم زبان بدن شما و هم آنها.

زبان بدن چیست ؟

بیشک همه گی ما بخوبی میدانیم که يكي از مهم ترين خصوصيات انسان كه او را نسبت به ساير موجودات برتري مي دهد قدرت تكلم و سخن گفتن اوست. او مي تواند با به كارگيري كلمات و جملات احساسات و نيات دروني اش را بيان كند و ديگران را از آن آگاه نمايد. از طرف دیگر خواسته يا ناخواسته در فضايي كه آن را سكوت و خاموشي مي ناميم و با زبان بي زباني تنها با آنچه «body language» يا زبان حركات بدن و اجزاي آن خوانده مي شود، مي تواند به خوبي احساسي را انتقال داده يا معناي كلامي را تغيير دهد.

در واقع میتوان گفت زبان بدن نحوه برقراری ارتباط بدن ما با احساسات و نیاتمان است. برخی از مطالعات نشان داده است که ۹۲% از ارتباطات ما غیرکلامی هستند، و کارشناسان همه به این نتیجه رسیده اند که ما به عنوان انسان نخست بر آنچه می بینیم و احساس می کنیم تکیه می کنیم، قبل از این که کلمات به زبان آورده شده را باور کنیم.

پرسش : چرا این مسئله در عکاسی پرتره مهم است؟

پاسخ : زیرا زبان بدن، زبان گفتاری ما در پرتره هایمان است.

توجه داشته باشید که در عرض یک ثانیه بعد از دیدن یک عکس، ما یک قضاوت سریع در مورد شخص – یا اشخاص – حاضر در تصویر می کنیم، و چیزی که مغز ما برای این قضاوت بر آن متکی است، زبان بدن آنهاست. نشانه های بزرگ مانند شانه های خمیده یا دست به سینه بودن واضح و بدیهی هستند، اما نشانه های کوچک مانند یک لبخند ساختگی، دست های سفت و عصبی نگه داشته شده، لب های کمی به هم فشرده شده، یا چشم های نیمه باز یعنی شبیه حالتی که نور شدید به آن ها تابیده  نیز هستند، که به طور غریزی به مغز ما می گویند آن فرد چه احساسی دارد. به علاوه، اگر این احساسات منفی باشند، خواهند توانست پرتره شما را خراب کنند.

پس در نتیجه، چه کاری می توانید انجام دهید؟ اجازه دهید به سه کاری که شما همین الان می توانید شروع به انجام دادن کنید تا به سوژه خود کمک کنید یک زبان بدن آرام و مثبت داشته باشد، نگاهی بیاندازیم.به نکات زیر توجه کنید :

نکته ی نخست : شناسایی ناراحتی

این نکته را باید بدانید که اکثر افراد به هیچ وجه راحت نیستند که عکس پرتره آنها گرفته شود،(برای درک این نکته لازم است خود جلوی دوربین قرار بگیرید تا این نارحتی را بخوبی درک کنید.  فرقی ندارد حتی اگر واقعا منتظر آن باشند. این تنش عمدتا با نشانه های مسدود کردن و آرام کردن ظاهر می شود.

همچنین ژست های مسدود کننده زمانی اتفاق می افتند که ما چیزی را بین خودمان و یک موقعیت ناراحت قرار می دهیم. حالت دست به سینه بارزترین علامت آن است، اما شخص ممکن است چیزی نظیر یک کیف یا یک لپ تاپ را نیز در مقابل خود نگه دارد، بدن خود را از مقابل شما بچرخاند، و حتی موقع ایستادن پاهای خود را محکم در هم قفل کند.

توجه دشاته باشید که حرکات مالش یا فشار دادن، ژست های آرام کننده نامیده می شوند. شما زمانی شاهد این حالت خواهید بود که سوژه با گردنبند خود بازی می کند، دست ها یا پاهای خود را مالش می دهد، یا با لباس های خود بازی می کند، یا انگشتان خود را به هم فشار می دهد. جای دیگری که باید به دنبال ژست های آرام کننده بگردید دهان است. فشار دادن یا لیس زدن لب ها، و حرکات زبان که به داخل لپ ها یا لب ها فشار وارد می کند، نشان دهنده سطح بالایی از استرس میباشند.

شما زمانی که می بینید این حالات قبل از عکاسی یا در حین آن اتفاق می افتد، سوژه شما احساس ناراحتی می کند و این احساس در پرتره های شما خودش را نشان می دهد. اجازه دهید ببینیم شما چطور می توانید به آرام کردن آنها کمک کنید.

 نکته ی دوم : همیشه نشان دهید، نگویید

شما لازم است که سوزه خود را در این موقعیت تنها نگذارید. در نظر داشته باشید که افراد در حین گرفتن عکس عمدتا به این دلیل احساس ناراحتی می کنند که نمی دانند چه کاری باید انجام دهند. این واقعا استرس زاست که در مقابل یک لنز باشید و به شما گفته شود ژست بگیرید یا طبیعی رفتار کنید. آنها هیچ ایده ای ندارند که شما از آنها چه می خواهید، و به آنها گفتن هم کمکی نمی کند.

اجازه بدهید خاطره ای را برای شما تعریف کنم.

بیا میاورم که در آخرین جلسه عکاسی ای که داشتم، عکاس از من خواست تا لبخند بزنم. بنابراین من لبخند زدم. او گفت «نه! اینطوری نه! می دانی، آرام باش و لبخند بزن!» تنها چیزی که در آن لحظه به ذهنم رسید این بود که «لعنتی، من آرام نیستم، چطور باید آرام باشم؟» که باعث شد حتی بیشتر استرس پیدا کنم، و هر چه بیشتر به من می گفت آرام باشم، کمتر آرام می شدم! وحشتناک بود! به نظر می رسید که در تمام آن عکس ها من دارم دندان قروچه می کنم. از آنها متنفرم!

بهترین روش برای انجام این کار این است که  اگر به آنها بگویید چه کار باید بکنند کمکی به آنها نمی کند، شما چه کاری می توانید انجام دهید؟ به آنها نشان دهید! افراد می توانند به راحتی آنچه که شما از آنها می خواهید انجام دهند را تقلید کنند. از آنها بخواهید از شما تقلید کنند، و دقیقا همان ژستی را که می خواهید بگیرند، به آنها نشان دهید. این کار نه تنها به آنها کمک خواهد کرد تا آرام شوند، بلکه به شما اجازه می دهد تا کاری کنید که آنها زبان بدن مناسب برای تصویر را به دست آورند. هنگام کار با بچه ها، شما می توانید این کار را به یک بازی تقلیدی تبدیل کنید، و آنها در عرض چند ثانیه همراه با شما بازی خواهند کرد.

همانطور که میدانید تقلید کردن یک رفتار ارتباطی کلیدی در زبان بدن انسان است. این تعامل، یک ارتباط فوری بین شما و سوژه ایجاد می کند، و به آنها اجازه می دهد تا توجه خود را از لنز دور کرده و در عوض بر روی شما تمرکز کنند.

نکته ی سوم : کنترل داشته باشید  حتی در زمانی که ندارید

همیشه بیادداشته باشید که سوژه های شما بسیار دقیق رفتار شما را زیر نظر دارند. این موضع بیشتر بدلیل نگرانی آنها از قضاوت کردن درباره آنهاست. باید این نکته را گوشزد کنم که از همان لحظه ای که شما سوژه خود را ملاقات می کنید، تا وقتی که خداحافظی می کنید، بسیار مهم است که شما با استفاده از زبان بدن مطمئن، بالا نگه داشتن انرژی خود، استفاده از کلمات مثبت، و هرگز نشان ندادن هر نشانه ای از استرس، نشان دهید که بر خودتان مسلط هستید – حتی وقتی که ترسیده اید چون تنظیماتی که امتحان کردید جواب نمی دهد.

باید به شما بگویم که دقیقا من می دانم که در ابتدا این کار سخت است، و شما باید به میلیون ها چیز فکر کنید نظیر تنظیمات دوربین، ترکیب بندی، نورپردازی، پس زمینه، و غیره، و حالا من از شما می خواهم که در مورد این که بدن مشتری شما چه می گوید نیز فکر کنید! اما اجازه دهید چند دقیقه در این مورد فکر کنیم. فکر می کنید سوژه شما چه احساسی خواهد داشت وقتی که با یک عکاس ساکت، مضطرب و بی قرار کار می کند که تمام توجه خود را بر روی دوربین یا چراغ ها متمرکز کرده است؟ احساس چندان خوبی نخواهد بود، نه؟ حدس بزنید که این احساس قرار است کجا خودش را نشان بدهد؟ در عکس های شما.

توجه داشته باشید که آنها باید بدانند که شما تسلط و کنترل دارید، حتی وقتیکه واقعا ندارید! این یک لحظه «وانمود کن تا واقعا بشوی» در زندگی شماست. با آنها حرف بزنید. توضیح دهید که دارید چه کاری می کنید. شما ممکن است نگران باشید که آنها شما را جدی نگیرند، اما در واقع، آنها فقط در مورد این که اوضاع از چه قرار است کنجکاو هستند. اگر آنها احساس کنند که شما تسلط دارید، یعنی اینکه می دانید دارید چه کار می کنید، ارتباط خود را با آنها حفظ خواهید کرد و به آنها کمک خواهید کرد تا آرام باشند.

بهترین بخش این کار این است که شما نیز احساس تسلط بیشتری خواهید کرد. مطالعات اخیر در زمینه زبان بدن نشان داده است که ما با تغییر ژست و رفتار خود، در واقع احساسات خود را نیز تغییر می دهیم. شما نه تنها مطمئن تر به نظر خواهید رسید، بلکه در واقع احساس اطمینان و اعتماد به نفس بیشتری پیدا خواهید نمود.

پرسش : گام بعدی چیست؟

پرسش : این موضوع که زبان بدن چگونه می تواند در عکاسی پرتره به شما کمک کند، واقعا شروع کار است. انتخاب نشانه های زبان بدنی که قرار است در پرتره های خود مورد استفاده قرار دهید نیز تاثیر بسیار زیادی بر احساس و کیفیت عکس های شما، و روابط شما با سوژه هایتان دارد.

بد نیست بدانید که اگر شما می خواهید یک عکاس پرتره باشید، درک زبان بدن تنها یک گزینه نیست، یک مهارت حیاتی است؛ به همان اندازه که تنفس برای یک خواننده، یا چشیدن برای یک آشپز حیاتی است. اگر آن را نادیده بگیرید، قادر به ایجاد مداوم پرتره های زیبا از افراد یا ایجاد یک تجربه جالب و سرگرم کننده برای آنها نخواهید بود.

و اما خبر خوب این است که این مهارتی است که شما با آن متولد شده اید، و از بدو تولد به طور ناخودآگاه آن را تمرین کرده اید. با این حال، بسیاری از ما به آن توجه نمی کنیم، چون ارتباط غیرکلامی در مدرسه یا بعد از آن بخشی از برنامه درسی آموزشی ما نیست. درست مثل یک نوازنده که با تمرین نسبت به صداها هشیارتر، و یک آشپز که از طریق تجربه نسبت به مزه ها حساس تر خواهد شد، من مطمئن هستم که شما هم اگر کمی کار کنید، خیلی زود با زبان بدن سوژه های خود هماهنگ خواهید شد.

و در پایان اینکه فراموش نکنید که شما خیلی زود بر یک مهارت شگفت انگیز مسلط خواهید شد که نه تنها در کار شما به عنوان یک عکاس، بلکه در زندگی روزمره نیز مفید است.

امیدوار هستیم که این آموزش عکاسی از دی لبینا (Dee Libine) برای شما عزیزان مفید و الهام بخش واقع شده باشد. لطفا دیدگاه های ارزشمندتان را پایین صفحه با ما در میان بگذارید.اگر این مقاله را مفید یافتید لطفا آن را با دوستان خود هم به اشتراک بگذارید.

لینک این مقاله